تو که قاصد عشقی، تو بیداری و خوابم
تو که دیدی از عشقت دیگه خونهخرابم
بگیر این غمو از دل، بگیر این شبو از من
تو ای همسفر عشق، پر و بالمو نشکن
شب گریهٔ مستی، شب عشق یه مرده
ببین مستی چشمات عجب معرکه کرده
ببین مستی چشمات عجب معرکه کرده
من از هرچی گذشتم، به عشق تو رسیدم
چه هنگامهٔ عشقی تو چشمهای تو دیدم
اگه بیتو شکستم، به پای تو نشستم
با این آتش قلبم، با این گرمی دستم
شب گریهٔ مستی، شب عشق یه مرده
ببین مستی چشمات عجب معرکه کرده
ببین مستی چشمات عجب معرکه کرده
تو ای اومده از عشق، تو دستات یک کمنده
من سر به گریبان، دلم پیش تو بنده
دل عاشقم از تو بهانه نمیگیره
میخواد با تو بمونه، میخواد بیتو نمیره
شب گریهٔ مستی، شب عشق یه مرده
ببین مستی چشمات عجب معرکه کرده
ببین مستی چشمات عجب معرکه کرده
من از هرچی گذشتم، به عشق تو رسیدم
چه هنگامهٔ عشقی تو چشمهای تو دیدم
اگه بیتو شکستم، به پای تو نشستم
با این آتش قلبم، با این گرمی دستم
شب گریهٔ مستی، شب عشق یه مرده
ببین مستی چشمات عجب معرکه کرده
ببین مستی چشمات عجب معرکه کرده
شب گریهٔ مستی، شب عشق یه مرده
ببین مستی چشمات عجب معرکه کرده
ببین مستی چشمات عجب معرکه کرده