برای با تو بودنم راه ستاره رفتهام
هر سفر ثانیه را من به شماره رفتهام
هزار پنجره نگاه در انتظار ساختهام
روح غرور مرده را در اشک خود شناختم
جان جوانی مرا پیر ترانه کردهای
زبان احساس مرا تو عاشقانه کردهای
اسم مرا صدا بزن به قصه دعوتم بکن
به خواب روی شانهات بیا بدعادتم بکن
جان جوانی مرا پیر ترانه کردهای
زبان احساس مرا تو عاشقانه کردهای
مرا به خلوتت ببر جان بده به نگاه من
ببوس تا پاک شود در عشق تو گناه من