اون مثل فرشتهها بود، چشمهٔ عشق و صفا بود
با نگاه مهربونش آیت پاک خدا بود
قصههاش قصهٔ بودن، قصهٔ خاطرهها بود
قلب پاک و روشن او جلوهٔ آینهها بود
مادربزرگ، مادربزرگ، بگو کجایی
مادربزرگ، مادربزرگ، پیش خدایی
یادمه از لب تو چهها شنیدم
قصهها به پاکی دریا شنیدم
چشم تو خورشید آسمون من بود
دل تو گرمی آشیون من بود
اون شبهای پرستاره بیتو جلوهای نداره
اون شبهای پرستاره بیتو جلوهای نداره
مادربزرگ، مادربزرگ، بگو کجایی
مادربزرگ، مادربزرگ، پیش خدایی
موهای سپید و نازت مثل بخت من پر از خواب
خنده روی لب نازنین تو خندهٔ مهتاب
اون شبهای پرستاره بیتو جلوهای نداره
اون شبهای پرستاره بیتو جلوهای نداره
مادربزرگ، مادربزرگ، بگو کجایی
مادربزرگ، مادربزرگ، پیش خدایی
مادربزرگ، مادربزرگ، بگو کجایی
مادربزرگ، مادربزرگ، پیش خدایی
مادربزرگ، مادربزرگ، بگو کجایی
مادربزرگ، مادربزرگ، پیش خدایی