کاشکی من و تو بودیم ستاره
با گریههامون ابر بهاره
با خندههامون پر از اشاره
مهتاب ما رو آشتی میداد با هم دوباره
شبها همیشه با دل بیتاب
قایمباشکبازی با هم تو طاق مهتاب
کاشکی همیشه قول تو قول بود
لب تو گلدان، حرف تو گل بود
هی گل میگفتیم، گل میشنفتیم
غنچه بودیم تو باغ عشق تا میشکفتیم
رو بال ابرها یک خونه داشتیم
تو باغچهی ستارهها بوسه میکاشتیم
کاش میدونستم قصه و رازت
تو دست من بود دستهای نازت
آسمون رو تو کوچهها صدا میکردیم
سکههای قلبمونو پیدا میکردیم
کاش میدونستم قصه و رازت
تو دست من بود دستهای نازت
آسمون رو تو کوچهها صدا میکردیم
سکههای قلبمونو پیدا میکردیم