تا تو عاشقانه بودی شب من سحر نمیخواست
به ستاره دل نمیبست از تو بیشتر نمیخواست
تو تا عاشقانه بودی شاعرانه بود بودن
قهر بود غصه با تو، دور بود گریه از من
تا تو عاشقانه بودی واژه باغی از ترانه
قصه قصهٔ یهرنگی، شعر شعر عاشقانه
من به دنبال تو بودم، تو به فکر همزبونی
من تموم بیقراری، تو تموم مهربونی
تو به اشک اجازه دادی توی چشم من بشینه
تا غرورم رو شکستم، گفتی عاشقی همینه
گفتی اما دل ندادی، گفتی اما دل نبستی
گفتی عاشقت نبودم، ساده بودی که شکستی
ساده بودم مثل آینه تا تو عاشقانه بودی
فقط از تو مینوشتم تا تو شاعرانه بودی
تا تو عاشقانه بودی