ای طلا بانوی ناب خاوری
بسه تن دادن به نابرابری
چه کسی گفته من از تو بیشترم
چه کسی گفته تو از من کمتری
ای طلا بانوی ناب خاوری
بسه تن دادن به نابرابری
چه کسی گفته من از تو بیشترم
چه کسی گفته تو از من کمتری
شرم قصهٔ منه، سکوت من
بیسبب هرگز نبود غروب تو
من شریک جرم آزار توام
در لباس یاور و محبوب تو
زخمی باغ عدن، جفت من، نیمهٔ من
اسم پرشکوه تو با غرور فریاد بزن
زخمی باغ عدن، جفت من، نیمهٔ من
اسم پرشکوه تو با غرور فریاد بزن
نازنین از قفس بیزار من
جای تو گوشهٔ خاموشی نبود
همدل و همراه من، خونهٔ تو
پشت پردهٔ فراموشی نبود
قصهٔ حوا رو بسپار دست باد
بذار این افسانه رو باد ببره
گرچه باد از نفس افتاده هم
این فریب کهنه رو نمیخره
زخمی باغ عدن، جفت من، نیمهٔ من
اسم پرشکوه تو با غرور فریاد بزن
زخمی باغ عدن، جفت من، نیمهٔ من
اسم پرشکوه تو با غرور فریاد بزن
تو همونی که به بیداری رسید
وقتی باد اومد صدامو ببره
چه کسی گفته که تو سفرهٔ شب
سهم خورشید من از تو بیشتره
من تموم کردم کلام درد تو
بعد از این نوبت توست بانوی من
این صدا و این ترانه مال تو
بیگذشت از غفلت من حرف بزن
زخمی باغ عدن، جفت من، نیمهٔ من
اسم پرشکوه تو با غرور فریاد بزن
زخمی باغ عدن، جفت من، نیمهٔ من
اسم پرشکوه تو با غرور فریاد بزن