سکوت و انتظار و بغض و بارون
نه عطری، نه نگاهی، نه یه لبخند
چطور عادت کنم به دوری از تو
مگه میشه که از عشق تو دل کند
نگو تقدیره، برگرد
دلت میگیره، برگرد
وجود عاشق من واست میمیره، برگرد
نگو تقدیره، برگرد
دلت میگیره، برگرد
وجود عاشق من واست میمیره، برگرد
آه آه آه
بغل کن اضطراب لحظههامو
بغل کن، بیتو آرامش ندارم
نمیدونی چه ترسی داره دوریت
نمیدونی چه سخته روزگارم
من از بس که دلم تنگه بریدم
یه عالم درد سنگین تو سینم
من اینجا تا دلت بخواد تنهام
من اینجا تا دلت بخواد غمگینم
نگو تقدیره، برگرد
دلت میگیره، برگرد
وجود عاشق من واست میمیره، برگرد
نگو تقدیره، برگرد
دلت میگیره، برگرد
وجود عاشق من واست میمیره، برگرد
سکوت و انتظار و بغض و بارون
نه عطری، نه نگاهی، نه یه لبخند
چطور عادت کنم به دوری از تو
مگه میشه که از عشق تو دل کند
نگو تقدیره، برگرد
دلت میگیره، برگرد
وجود عاشق من واست میمیره، برگرد
نگو تقدیره، برگرد
دلت میگیره، برگرد
وجود عاشق من واست میمیره، برگرد
آه آه آه