مثل تو مثل یه کفتر
مثل من مثل یه کودک
مثل من مثل یه شاخه
مثل تو مثل یه پوپک
مثل ابریشم تاریک این شبراههٔ خاموش
که گر میگیره از خودسوزی شاداب یک آواز
مثل آیینهٔ بینبض این تالاب زنبقپوش
که تن وا کرده زیر بارش رگبار موجانداز
مثل پروانهای در مشت
چه آسون میشه ما رو کشت
مثل پروانهای در مشت
چه آسون میشه ما رو کشت
مثل تصویر ماه تلخ تبعیدی
که رو تالاب این بیراهه افتاده
مثل این ساکت دلگیر آواره
که تن وا کرده رو دلتنگی جاده
ما رو با قطره اشکی میشه لرزوند و ویرون کرد
ما رو با بوسهٔ شعری میشه ترانهبارون کرد
مثل پروانهای در مشت
چه آسون میشه ما رو کشت
مثل پروانهای در مشت
چه آسون میشه ما رو کشت
تو این بیداد پهناور
تو این شبراههٔ سرتاسر
نه یک دست و نه یک آغوش
نه یک سنگ و نه یک سنگر
پناهی نیست جز آواز
رفیقی نیست جز دیوار
کجایی ای چراغ عشق
منو از سایهها بردار