همه شب خواب میبینم که آسمون آبی شده
این شب تار و سیاه دوباره مهتابی شده
میبینم صبح شده و راز من و تو همهجا
میون مردم شهر دوباره آفتابی شده
بیا تا با هم بشیم انگشتر هزار نگین
هر نگین یه آسمون با ماه و خورشید همنشین
بیا تا آشتی بدیم گلهای سرخ با خزون
بیاریم مهتاب امشب روی بوم خونهمون
دل به آتش بزنیم، دست بدیم به دست هم
برداریم سنگ غم از روی دوش آسمون
بیا تا با هم بشیم انگشتر هزار نگین
هر نگین یه آسمون با ماه و خورشید همنشین
چه خوبه جادو کنیم، با هم بریم پیش خدا
تا کلید گنج عشق بذاره تو دست ما
ببره ما رو یه جا تو سرزمین پریها
میون ابرها روی قالیچهی ستارهها
بیا تا با هم بشیم انگشتر هزار نگین
هر نگین یه آسمون با ماه و خورشید همنشین