اون که هرچی ابر دنیاست خونه داره تو چشاش
اون که ناچاره بخنده اما گریهست خندههاش
اون که تو شهرش غریبه با یه عالم آشنا
هیچکدوم باور نکردن غربت تلخ صداش
اون منم، اون منم، اون منم
بغضمو تو گلوم میشکنم
دیروز من مثل امروز مثل فرداست
هر روز دستام سرد و تنهاست
دیروز، امروز، فردا
خیلی سخته این تنهایی، بیفردایی
تنها موندن، تنها خوندن
تنها، تنها، تنها
اون که خیلی قصه داره رو لبای بیصداش
مونده فریادش تو سینه، درنمیاد از لباش
قد یه دنیا کتابه با یه عالم گفتنی
هر کدوم از غصههاش و هر کدوم از قصههاش
اون منم، اون منم، اون منم
بغضمو تو گلوم میشکنم
اون که هرچی ابر دنیاست خونه داره تو چشاش
اون که ناچاره بخنده اما گریهست خندههاش
اون که تو شهرش غریبه با یه عالم آشنا
هیچکدوم باور نکردن غربت تلخ صداش
اون منم، اون منم، اون منم
بغضمو تو گلوم میشکنم
اون منم، اون منم، اون منم
بغضمو تو گلوم میشکنم
اون منم، اون منم، اون منم
بغضمو تو گلوم میشکنم
اون منم، اون منم، اون منم
بغضمو تو گلوم میشکنم