کجا برم خدایا، به کی بگم غمم را
که غم زبونمو سوزونده
چرا به لب بیارم که آتش درونم
تا استخونمو سوزونده
این منم که قمارو باخته
رو نسیم آشیونه ساخته
ای دل پرآرزو، با تو کنم گفتوگو
سنگ صبورم تویی تو
مانده به دریای غم، در دل شبهای غم
چشمه نورم تویی تو
کجا برم خدایا، به کی بگم غمم را
که غم زبونمو سوزونده
چرا به لب بیارم که آتش درونم
تا استخونمو سوزونده
این منم که قمارو باخته
رو نسیم آشیونه ساخته
مستم و دیوونهام، بی تو شده غم دگر
همدم شبهای من، آه
بر در میخونهها حلقه شده تا سحر
دست تمنای من، آه
کجا برم خدایا، به کی بگم غمم را
که غم زبونمو سوزونده
چرا به لب بیارم که آتش درونم
تا استخونمو سوزونده
این منم که قمارو باخته
رو نسیم آشیونه ساخته
این منم که قمارو باخته
رو نسیم آشیونه ساخته