تو تنهایی قلبم یه شب نقش تو افتاد
مثل اینکه خداوند تو و عشقو به من داد
تو دلتنگی دنیام باهات عشقو شناختم
با این واژه خوشبخت همه دنیامو ساختم
همش کار دلم بود دلم خواست که فدات شم
دلم خواست که تو دنیا پریشون تو باشم
دلم خواست بشم عاشق دلم خواست
چی شد مستی چشمات چی شد بادهی نوشم
دیگه بی تو یه رسوای پریشون شدهی خونه به دوشم
هنوز عاشق و تنهای میخونه نشینم
دیگه بی تو یه دیوونم و دیوونهترینم
تورو اندازهی شبهای مستی دوست دارم
تورو قد تموم ملک هستی دوست دارم
برایم این پریشون حالیا یعنی عبادت
تورو جانا تورو جانا به حق بتپرستی دوست دارم
سفر کردی و چشمام دوتا چشمهی اشکن
باهام عهد اگه بستی دیگه عهدتو نشکن
نگام مونده به راهت
هنوزم که هنوزه آخه دوست داره این دل که بسوزه که بسوزه