این قافلهٔ عمر عجب میگذرد
این قافلهٔ عمر عجب میگذرد
دریاب دمی که با طرب میگذرد
که با طرب میگذرد
ساقی، ساقی، غم فردای حریفان چه خوریم
پیش آر پیاله را
پیش آر پیاله را که شب میگذرد
من از راه اومدم
من از راه اومدم
دلت خواست اومدم
دلت خواست اومدم
تو از بیراههها رفتی، تو چشمسیاه کجا رفتی
تو از بیراههها رفتی، تو چشمسیاه کجا رفتی
باید سر به جنون زد، دل به خاک و خون زد
نرو از روزگارم، بی تو تمومه کارم
هزار بار اومدم نبودی، گرفتار اومدم نبودی
هزار بار اومدم نبودی، گرفتار اومدم نبودی
به دنبال تو باز اومدم، پی چشم سیات اومدم
فقط با یک نگاه اومدم
باید سر به جنون زد، دل به خاک و خون زد
نرو از روزگارم، بی تو تمومه کارم
گذشتن از تو آسون نیست، مثل تو یار فراوون نیست
گذشتن از تو آسون نیست، مثل تو یار فراوون نیست
مثل تو یار فراوون نیست
باید سر به جنون زد، دل به خاک و خون زد
نرو از روزگارم، بی تو تمومه کارم
من از راه اومدم
من از راه اومدم
دلت خواست اومدم
دلت خواست اومدم
تو از بیراههها رفتی، تو چشمسیاه کجا رفتی
تو از بیراههها رفتی، تو چشمسیاه کجا رفتی
باید سر به جنون زد، دل به خاک و خون زد
نرو از روزگارم، بی تو تمومه کارم