تو دیوونه رفتی یه شب بینشونه
تو خواستی که قلبم پریشون بمونه
واسهت گریهٔ من دیگه بیامونه
دل از درد عشقت یه دریای خونه
میخوام با تو باشم، میخوام با تو باشم هنوز عاشقونه
ولی نازنینم چگونه، چگونه؟ چگونه، چگونه؟
من از سبز سبزم ولی خستهخسته
من از شهر عشقم ولی دلشکسته
میگفتم یه ابری، یه همرنگ بارون
یه بارون رحمت واسهٔ سبزهزارون
میخوام با تو باشم، میخوام با تو باشم هنوز عاشقونه
ولی نازنینم چگونه، چگونه؟ چگونه، چگونه؟
میخواستم بگم من که عاشقترینم
تو فرصت ندادی، تو فرصت ندادی، تو فرصت ندادی
میخواستم بگم من که عاشقترینم
تو فرصت ندادی، تو فرصت ندادی، تو فرصت ندادی
حقیقت چه تلخه، چه تلخه شکستن
حقیقت همینه که رفتی تو بی من
میخوام با تو باشم، میخوام با تو باشم هنوز عاشقونه
ولی نازنینم چگونه، چگونه؟ چگونه، چگونه؟
من از سبز سبزم ولی خستهخسته
من از شهر عشقم ولی دلشکسته
میگفتم یه ابری، یه همرنگ بارون
یه بارون رحمت واسهٔ سبزهزارون
میخوام با تو باشم، میخوام با تو باشم هنوز عاشقونه
ولی نازنینم چگونه، چگونه؟ چگونه، چگونه؟