کسی که به حبس میبره آدمو نمیدونه دلواپسی میگیره
یه مادر که دلتنگ فرزندشه، نبینه جگرگوشهشو میمیره
کسی که به حبس برده این عاشقو نمیدونه چشمهای تو پشتمه
با ایما و اشاره رسوندن به تو که جرمم گره کردن مشتمه
روزایی که وقت ملاقاته یه شیشهٔ ضخیم کرده این دوریو
تو از پشت شیشه نگاهم کن و منم دست میذارم رو دستهای تو
تو گوشی رو بردار و چیزی بگو، بگو کوچهمون رو به آزادیه
بگو دلخوشم کن به راست و دروغ، خرابه بگو رو به آبادیه
روزایی که وقت ملاقاته یه شیشهٔ ضخیم کرده این دوریو
تو از پشت شیشه نگاهم کن و منم دست میذارم رو دستهای تو
تو گوشی رو بردار و حرفی بزن، منم عاشقونه نگات میکنم
شبی که تو سلول تنهاییام به جای نگهبان صدات میکنم
چه دیواری افتاده بین من و تو و آدمایی که پیش منن
همه لیلیها مثل تو نیستن، خیلیها قید مجنون و این تو زدن
شبیه یه تنهایی واقعی تو فصل بهارم گل کاشیه
میخوام حس کنی درد این آدمو که از متن رفته توی حاشیه
روزایی که وقت ملاقاته یه شیشهٔ ضخیم کرده این دوریو
تو از پشت شیشه نگاهم کن و منم دست میذارم رو دستهای تو
تو گوشی رو بردار و چیزی بگو، بگو کوچهمون رو به آزادیه
بگو دلخوشم کن به راست و دروغ، خرابه بگو رو به آبادیه
روزایی که وقت ملاقاته یه شیشهٔ ضخیم کرده این دوریو
تو از پشت شیشه نگاهم کن و منم دست میذارم رو دستهای تو
تو گوشی رو بردار و حرفی بزن، منم عاشقونه نگات میکنم
شبی که تو سلول تنهاییام به جای نگهبان صدات میکنم